درحالي از جايگاه ويژة معادن و صنايع معدني در اقتصاد کشورمان سخن گفته ميشود که اين بخش بهدليل برخي سوءمديريتها و کارشکنيهاي کشورهاي غربي طي سالهاي گذشته گرفتار مشکلات عمده شده است.
درحالي از جايگاه ويژة معادن و صنايع معدني در اقتصاد کشورمان سخن گفته ميشود که اين بخش بهدليل برخي سوءمديريتها و کارشکنيهاي کشورهاي غربي طي سالهاي گذشته گرفتار مشکلات عمده شده است.
"> درحالي از جايگاه ويژة معادن و صنايع معدني در اقتصاد کشورمان سخن گفته ميشود که اين بخش بهدليل برخي سوءمديريتها و کارشکنيهاي کشورهاي غربي طي سالهاي گذشته گرفتار مشکلات عمده شده است."> درحالي از جايگاه ويژة معادن و صنايع معدني در اقتصاد کشورمان سخن گفته ميشود که اين بخش بهدليل برخي سوءمديريتها و کارشکنيهاي کشورهاي غربي طي سالهاي گذشته گرفتار مشکلات عمده شده است."> درحالي از جايگاه ويژة معادن و صنايع معدني در اقتصاد کشورمان سخن گفته ميشود که اين بخش بهدليل برخي سوءمديريتها و کارشکنيهاي کشورهاي غربي طي سالهاي گذشته گرفتار مشکلات عمده شده است.">
![]()
درحالي از جايگاه ويژة معادن و صنايع معدني در اقتصاد کشورمان سخن گفته ميشود که اين بخش بهدليل برخي سوءمديريتها و کارشکنيهاي کشورهاي غربي طي سالهاي گذشته گرفتار مشکلات عمده شده است.
دنياي معدن- درحالي از جايگاه ويژة معادن و صنايع معدني در اقتصاد کشورمان سخن گفته ميشود که اين بخش بهدليل برخي سوءمديريتها و کارشکنيهاي کشورهاي غربي طي سالهاي گذشته گرفتار مشکلات عمده شده است.
اين درحالي است که براساس سياستهاي ابلاغي رهبر معظم انقلاب در اقتصاد مقاومتي بازهم به معادن، جايگاه ويژهاي اختصاص يافته است.
در اين زمينه و براي اطلاع از وضعيت فعلي معادن در کشورمان با مهدي کرباسيان، معاون وزير و رئيس هيأتمديرة سازمان توسعه و نوسازي معادن و صنايع معدني ايران (ايميدرو) گفتوگو کردهايم:
مهمترين فعاليت سازمان توسعه و نوسازي معادن در سال جاري اين بوده که بتواند پروژههاي نيمهتمام را به بهرهبرداري برساند تا در تکميل زنجيرة توليد به اهداف تعيينشده دست يابيم. بهعنوان مثال، يکي از فعاليتها مربوط به پروژة آلومينيوم جنوب است که با وجود مشکلات مالي توانستيم باقي پيشپرداخت سهم 49 درصدي ايميدرو را در اين پروژه پرداخت کنيم. با اين شرايط برآورد شده است کارخانة يادشده، مهرماه 97 با ظرفيت 300 هزار تن آلومينيوم به توليد برسد.
بايد بپذيريم که ظرف يک دهة گذشته معادن ايران ازنظر تکنولوژي فاصلهاي با دنيا گرفتهاند که براي جبران آن بايد برنامهريزي کنيم و هرچه سريعتر با استفاده از برنامههاي اصولي بهسمت کاهش آن گام برداريم. بهعنوان مثال، اغلب کشورهاي توسعهيافته در صنعت معدن براي اکتشافهاي معدني از امکانات ماهوارهاي استفاده ميکنند. در شرايط تحريم، شرکتهاي مطرح و پيشرفته در حوزة فناوريهاي معدني حاضر نبودند با ايران همکاري کنند يا اينکه براي دستيابي به آن اطلاعات يا تجهيزات بايد هزينههاي بيشتري ميپرداختيم.
اين درحالي است که استفاده از آنها در زمينة بهرهوري و افزايش ارزشافزوده يا کاهش استفاده از منابع طبيعي مثل آب بسيار مفيد و ضروري است.
بله، در شرايط فعلي توانستهايم ارتباطات خوبي بهخصوص در بخش فناوري اطلاعات با مراکز تحقيقاتي بسيار معتبر استراليا، کانادا، آفريقايجنوبي، هند و چين برقرار کنيم، بهصورتيکه در بخش فلزات، عناصر کمياب و عناصر خاکي در دو بخش معدني و صنايع وابسته با شرکتهاي معتبر وارد مذاکره شدهايم و در برخي موارد قراردادهاي همکاري منعقد کردهايم.
بيشترين قراردادها در کدام بخشها بوده است؟
تيتانيوم، روي، طلا و مس. در بخش فولادي هم ارتباطات خوبي برقرار شده است. بهطور کلي در بخش تکنولوژي و فناوريهاي نوين از شرايط فعلي استفاده مناسبي بردهايم.
اين که بگوييم مشکلات کاملاً برطرف شده، خير، به اين دليل که در حوزة مالي هنوز مشکلاتي وجود دارد و بانکهاي اروپايي فعال نشدهاند و محدوديتهايي در زمينة مراودات مالي همچنان برقرار است.
جلوگيري از خامفروشي يکي از اهداف و سياستهاي کلان دولت بهواسطة تأکيد رهبر معظم انقلاب است. برنامهريزي گسترده و دقيق در اين زمينه انجام شده که يکي از بارزترين آنها در بخش سنگ آهن است.
طي سال 92 صادرات سنگ آهن 23 ميليون تن بود که سال گذشته و امسال بسيار کاهش داشته است. اين کاهش بهدليل تکميل زنجيرة توليد يعني توسعة کارخانههاي کنسانتره و گندلهسازي در اين بخش بوده است. با توجه به اين شرايط پيشبيني ميکنيم با تکميل زنجيرة توليد، توازن توليد در سنگآهن، کنسانتره، گندله و آهن اسفنجي برقرار شود و اصولا صادرات سنگ آهن مقرونبهصرفه نباشد. به اين ترتيب خامفروشي در اين بخش نيز پايان خواهد يافت.
اگر هم در بخشي خامفروشي ديده ميشود که معتقدم بسيار ناچيز است، بايد ديد که اصولاً توليد در آن بخش توجيه اقتصادي داشته يا خير؟ در برخي موارد اصولاً سرمايهگذاري براي توليد، اقتصادي نيست. پس صادرات ماده به صورت خام تنها راهکار است که از آن استفاده ميشود.
اساسا سازمان توسعه و نوسازي معادن (ايميدرو) بيشتر در حوزه پلي متال فعال است و اگر در بخشهاي غيرفلزي هم فعال هستيم، مربوط به واحدهايي است که از نظر اقتصادي در حجم بزرگ فعال شدهاند. بنابراين طبيعي است که اغلب پروژهها و برنامههاي ما به فلزات مربوط است. بهعنوان مثال در حوزه گچ، سنگهاي ساختماني و سيمان بخش خصوصي به طور کامل و قدرتمند فعال است. پس لزومي نيست دولت مداخله داشته باشد.
خير، منظور اين نيست. به عنوان مثال در بخش اکتشاف همه بخشها را کار اکتشافي ميکنيم يا اگر درخواستي وجود داشته باشد، وارد ميشويم. معادن کوچک يا متوسط را واگذار ميکنيم يا در ادامه راه مشارکت منطقي خواهيم داشت.
از آنجا که معادن در تمام کشورها به عنوان سرمايهاي ملي و مربوط به تمام افراد ساکن آن کشور است، معمولا دولتها درصدي حق مالکانه دريافت ميکنند که مبالغ حاصل از آن در آمادهسازي زيرساختها و برخي سرمايهگذاريهاي ديگر به کار گرفته ميشود. به همين دليل کاملا طبيعي و منطقي است که مخالفتي در اين بخش نيست، اما نکته يا برخي اظهار نظرها در شرايط فعلي معنادار ميشود.
ميدانيم که معادن به دليل کاهش تقاضاي بينالمللي و برخي موارد ديگر اکنون گرفتار رکود شدهاند و نيازمند حمايت دولتي هستند تا بتوانند به حيات اقتصادي خود ادامه دهند. اين نکته محل تفکر است. من معتقدم در شرايط فعلي بد نيست براي حمايت از معادن، فعلا اين حقوق شرايط ديگري داشته باشد.
آيا حمايت مورد نظر شما از بخش معدن انجام شده است؟
با توجه به تاکيد رهبر معظم انقلاب، ديدگاه مثبت دولت و همراهي و همکاري مجلس شوراي اسلامي اين نکته مدنظر قرار گرفته شده است. به اين ترتيب که در برخي موارد تخفيفهايي داده شده يا بخشودگي داشتهايم، اما اين که به نقطه مطلوب رسيده باشيم، هنوز جاي کار هست.
حمل و نقل يکي از مهمترين نيازهاي توسعه معادن است، به اين دليل که محصولات معدني معمولا حجيم و سنگين وزن هستند بنابراين براي جابهجايي آنها لازم است سيستم سريع، در دسترس و ارزانقيمتي داشته باشيم درحالي که سيستم راهآهن در کشورمان گلوگاههاي زيادي داشته و همچنان در دسترس همه نيست و قيمت مناسبي هم ندارد.
براساس پراکندگي معادن ايران، بيشتر معادن کشورمان در بخش شرقي يا مرکزي ايران واقع شدهاند که در ساير کشورها کارخانهها و معادن چنين پراکندگي بالايي ندارند و در کنار بنادر قرار دارند يا خطوط راهآهن آنها را بهيکديگر متصل کرده است. در شرايط فعلي، هزينه حمل و نقل يکي از عوامل افزايش قيمت تمامشده محصولات ايران است که بايد براي کاهش آن، زيرساختهاي حمل و نقل مورد نياز کشور را تجهيز کنيم و توسعه دهيم.
از نظر راهآهن، گلوگاههاي زيادي داريم که همين موضوع، باعث افزايش قيمت محصول نهايي شده است، هرچند خود بحث حمل و نقل ريلي در ايران قيمت بالايي نسبت به جاده دارد. البته جلسات خوبي با راهآهن داشتيم و گلوگاههاي موجود را شناسايي کردهايم که براي آنها برنامههايي ارائه شده و قرار است توسعهاي صورت پذيرد.
براساس اين سند، قرار است 55 ميليون تن توليد فولاد داشته باشيم و 5/1 ميليون تن مس و آلومينيوم که اين ارقام دستيافتني است؛ ولي بزرگترين گلوگاه ما منابع مالي و سرمايهگذاري براي توسعههاست.
براي رسيدن به شرايط ايدهآل، 50 ميليارد دلار نياز به سرمايهگذاري خارجي در معادن و صنايع معدني داريم و برآوردها بيانگر آن است که اين ميزان منابع مالي داخل کشور موجود نيست و نميتوانيم به آن برسيم و راهي جز دستيابي به سرمايههاي خارجي نداريم. اين درحالي است که بايد به سمت حذف گلوگاههاي مالي موجود برويم.
سال آينده تعداد بسيار زيادي از پروژههاي مهم به بهرهبرداري ميرسند و انشاءاله پروژهها بيشتر خواهد شد. يکي از دستاوردهاي مهم سال آينده اين است که250 هزار کيلومتر مربع اکتشاف شروع شده که نتايج آن نويدهاي خوبي را به ارمغان ميآورد.