مديرعامل شرکت پارس آلومان کار با احتياط درباره توسعه صنعت آلومينيوم کشور اظهارنظر مي کند.
>
![]()
مديرعامل شرکت پارس آلومان کار با احتياط درباره توسعه صنعت آلومينيوم کشور اظهارنظر مي کند.
>
پرهيز از سرمايهگذاري کورکورانه در صنعت آلومينيوم
مديرعامل شرکت پارس آلومان کار با احتياط درباره توسعه صنعت آلومينيوم کشور اظهارنظر مي کند. به اعتقاد منصور ثريايي رسيدن به توليد يک ميليون تن شمش آلومينيوم با توجه به تقاضاي موجود داخلي ضروري است اما براي توليد بيشتر از اين مقدار بايد به بسياري از عوامل توجه کرد و شايد هم نياز نباشد ايران بيش از يک ميليون تن شمش نيز توليد کند.
ثريايي در عين حال توليد فعلي شمش آلومينيوم در کشور را در حد فاجعه توصيف کرده و عنوان مي کند که توسعه صنايع پايين دستي آلومينيوم بايد به موازات بخش بالادستي و حتي بيشتر مورد توجه قرار بگيرد. وي همچنين تاکيد مي کند که در صورت خارج شدن اقتصاد کشور از شرايط رکود و حذف تحريمها ظرفيت توليد واحدهاي فعال در بخش پايين دستي صنايع آلومينيوم کشور دستکم دو برابر خواهد شد.
در آستانه برگزاري سومين کنفرانس بين المللي آلومينيوم در روزهاي چهارم و پنجم خرداد خبرنگار ماين نيوز با منصور ثريايي، مديرعامل شرکت پارس آلومان کار گفت وگو کرده که متن اين گفت وگو به شرح زير است:
طبق آمارهاي منتشر شده ايران در زمينه توسعه صنعت آلومينيوم از کشورهاي منطقه حاشيه خليج فارس عقب افتاده است. به نظر شما دليل اين عقب افتادگي چيست؟
به اعتقاد من اگر قرار است به کشوري مطرح در صنعت آلومينيوم تبديل شويم، بايد در بخش بالادستي وارد بيزينس شويم. ما بايد در زمينه بوکسيت و آلومينا اطلاعات جامعي در اختيار داشته باشيم تا بتوانيم در بخش بالادستي و توليد شمش آلومينيوم به توسعه موردنظر دست پيدا کنيم. متاسفانه بخش استخراج معدن در ايران بسيار ضعيف است. در حال حاضر فقط يک معدن بوکسيت يعني بوکسيت جاجرم در کشور فعال بوده و معدن ديگري در اين زمينه نداريم. ما در زمينه اکتشاف بوکسيت در نقاط مختلف کشور کم کار کرده ايم و انتظار مي رود در صورت انجام اکتشافات گسترده بتوانيم نقاط اميدبخشي را براي استخراج بوکست پيدا کنيم.
بالادستي صنعت آلومينيوم دو بخش دارد. در حال حاضر استراليا در بازار بوکسيت قدرت را در دست دارد و ايران نيز به هر حال بخشي از بوکسيت موردنياز خود را از خارج وارد مي کند که در داخل تبديل به آلومينا مي شود. بخش ديگر، تبديل آلومينا به شمش آلومينيوم است. در حال حاضر ظرفيت توليد شمش آلومينيوم در کشور حدود 400 هزار تن بوده و طي 40 سال اخير تنها حدود 200 هزار تن به ظرفيت توليد شمش کشور اضافه شده که اين فاجعه است.
کشورهاي اروپايي دنبال توليد شمش نيستند و در صنايع بالادستي سرمايه گذاري نمي کنند. به اين دليل که در اروپا سوخت و انرژي ارزان وجود ندارد، عملا توليد شمش نيز در اين قاره معنايي ندارد، چرا که صنعت آلومينيوم جزو صنايع انرژي بر و با حجم مصرف بالاي انرژي است. حتي کشوري مانند ترکيه هم توليد شمش ندارد. با اين حساب بسياري از کشورها اصلا نبايد در بخش بالادستي صنعت آلومينيوم سرمايه گذاري کنند. اما در ايران چطور؟ يادم مي آيد سالها پيش اعلام کردند بايد توليد شمش آلومينيوم در ايران به بيش از يک ميليون تن برسد. آن زمان انجام اين کار کليد خورد اما کار عملا عقيم ماند و ما به آن هدف نرسيديم. هم اکنون نيز توليد شمش آلومينيوم ما کمتر از 400 هزار تن بوده اين در حالي است که ترکيه فقط بيش از 300 هزار تن ورق آلومينيومي توليد مي کند.
به نظر من اگر ايران بخواهد کشور توليدي و صادراتي باشد، شايد حتما به حداقل يک ميليون تن توليد شمش آلومينيوم دست پيدا کنيم. ما بايد خطوط توليد خود را اصلاح کنيم. در همين حال کشور ما دانش، نيروي کافي و انرژي ارزان در اختيار دارد که مي تواند به راحتي در صورت برنامه ريزي دقيق و درست، جاي ترکيه را در صنعت آلومينيوم منطقه بگيرد.
اينکه گفته مي شود بهاي انرژي در ايران ارزان بوده و بنابراين سرمايه گذاري در توليد شمش اقتصادي است از نظر شما چقدر صحت دارد؟
توليد شمش به طور کلي انرژي بر است و اگر قيمت انرژي بالا باشد، اصولا توليد شمش صرفه اقتصادي ندارد. ظاهرا انرژي در ايران ارزان است ولي مشکلاتي هم در اين زمينه وجود دارد. به عنوان مثال برق منطقه اي بندرعباس در تامين برق کارخانه المهدي مشکل دارد. تامين برق اين کارخانه نياز به سرمايه گذاري سنگيني داشته و زيرساخت سنگيني مي خواهد. نبايد چشم بسته بگوييم، چون گازمان ارزان است بايد شمش توليد کنيم. ما بايد در زمينه تامين برق هم قدرتمند باشيم. آمار جهاني نشان مي دهد که مصرف سوخت در ايران سه برابر استانداردهاي جهاني است. بهره وري ما بسيار پايين است. با چنين شرايطي شايد سرمايه گذاري در توليد شمش چندان هم صرفه اقتصادي نداشته باشد.
قيمت شمش آلومينيوم به صورت جهاني تعيين مي شود که تعيين اين قيمت نيز در اختيار مافياي جهاني شمش است. در اين شرايط نمي توان هيچ وقت قيمت واقعي شمش را فهميد. زماني قيمت شمش 2700 دلار بود و زماني هم 1700 دلار و مشخص نيست واقعا دليل چنين نوسان شديدي چيست. من اعتقاد دارم بايد کارشناسان امر بررسي کنند که آيا سرمايه گذاري سنگين اعراب روي صنعت آلومينيوم به صرفه است يا خير؟ توليد زياد شمش در شرايطي که قيمت جهاني به يکباره دچار افت شود، مي تواند خسارت سنگيني را به اين کشورها وارد کند. به اعتقاد من قيمت واقعي شمش حتي تا 4000 دلار نيز است اما مافياي جهاني شمش اجازه افزايش قيمت اين محصول را نمي دهد، چرا که اگر قيمت شمش بالا برود 70 درصد از صنايع جهان مانند صنايع خودروسازي، هواپيماسازي و ... تحت تاثير قرار مي گيرند. به نظر من سرمايه گذاري براي توسعه صنعت آلومينيوم نياز به مطالعات علمي دقيق دارد. معلوم نيست عدم رشد ما در توليد شمش شواقعا به ضرر ما باشد يا سودمان.
ما در قيمتگذاري جهاني شمش آلومينيوم هيچ نقشي نداريم و در چنين شرايطي اگر بدون برنامه در اين حوزه سرمايه گذاري سنگين کنيم و چند سال بعد قيمت شمش به شدت کاهش يابد، دچار خسارات سنگيني خواهيم شد. به اعتقاد من در شرايطي که نقشي در بازار جهاني آلومينيوم و قيمتگذاري اين محصول نداريم، ايجاد ظرفيت توليد بيش از يک ميليون تن شمش در کشور آن هم بدون مطالعه دقيق اشتباه است و براي داشتن ظرفيت بالاتر بايد کاملا حساب شده و با برنامه عمل کرد. هم اکنون مصرف داخلي شمش 600 تا 700 هزار تن بوده که ما بايد تلاش کنيم دستکم براي تامين نياز خودمان توليد شمش داشته باشيم.
از سوي ديگر هم اکنون در بدترين شرايط توليد بسر مي بريم و اگر مقداري فضا باز شده و صنايع مصرف کننده آلومينيوم رشد کنند، قطعا مصرف شمش در داخل به يک ميليون تن خواهد رسيد. در اين شرايط بهتر است نياز به شمش کشور در داخل توليد شود، به جاي اينکه شمش را وارد کنيم.
وضعيت توسعه بخش پايين دستي صنعت آلومينيوم در کشور چگونه بوده است؟
وضعيت توسعه بخش پايين دستي صنعت آلومينيوم نيز اصلا قابل قبول نيست. مجموع ظرفيت توليد ورق آلومينيويمي در کشور حدود 40 هزار تن بوده در حالي که فقط بازيافتي اسپانيا در زمينه قوطي آلومينيومي (CAN) بالغ بر 400 هزار تن است که اصلا قابل مقايسه با توليد ايران نيست. صنعت ورق ما زماني به رشد مي رسد که بتواند به ظرفيت توليد 150 تا 200 هزار تن برسد. هم اکنون چهار کارخانه توليد ورق آلومينيومي در کشور وجود دارد و متاسفانه بازار کشش توليد ورق بيشتري را ندارد. اين نشان مي دهد طي سالهاي اخير صنايع مصرف کننده آلومينيوم در کشور اصلا رشد نکرده اند. در صنعت بسته بندي وضعيت خوبي نداريم و حتي مجبوريم قوطي هاي نوشابه را از کره وارد کنيم چون تکنولوژي توليد آن را نداريم در حالي که مي توانيم با سرمايه گذاري محصولاتي از اين دست را در داخل کشور نيز توليد کنيم. نياز کشور به قوطي نوشابه به بيش از 40 هزار تن مي رسد.
درباره شرکت پارس آلومان کار توضيح دهيد. اينکه در چه سالي تاسيس شده و چه محصولاتي توليد مي کند.
شرکت پارس آلومان کار با هدف توليد 10 هزار تن ورق آلومينيومي در فاز يک در سال 1387 راه اندازي شد. شرکت پيشتر و در سال 1385 تاسيس شده بود. ما از سال 1388 وارد بازار شديم و هم اکنون به ميزان 80 درصد ظرفيت اسمي خود را توليد مي کنيم و 90 درصد ظرفيت عملياتي را نيز توليد و فروش مي کنيم. شرکت صد در صد خصوصي است. ما يکي از چهار توليدکننده ورق آلومينيومي در کشور در کنار شرکتهاي آلومينيوم پارس، نورد آلومينيوم اراک و آلومينيوم هزار هستيم. ما در حقيقت جديدترين کارخانه ورق سازي آلومينيوم در کشور هستيم و سال قبل نيز حدود 8000 تن توليد و فروش داشتيم. در شرکت ما ورق آلومينيومي با صخامتهاي از 140 ميکرون تا 7 ميليمتر توليد مي شود.
مصرف کنندگان محصولات شما چه صنايعي هستند؟
مصرف کنندگان ما با توجه به شکل پذيري آلومينيوم که در واقع شکل پذيرترين فلز ارزان قيمت است، صنايع مختلفي از جمله صنعت بسته بندي و صنايع سنگين هستند. داروسازي، در و پنجره و سيستمهاي تهويه هاي مطبوع نيز از ديگر مصرف کنندگان محصولات آلومينيومي ما هستند.
بايد بگويم ترکيه کار توليد ورق آلومينيومي را در واقع از ايران ياد گرفت و اين کشور بعد از ما وارد اين صنعت شد. ما زماني که شرکت آلومينيوم پارس را داشتيم، ترکيه اصلا شرکتي در اين زمينه نداشت. اما هم اکنون در شرکت آسان 180 هزار تن، در شرکت تکنيک 120 هزار تن و در ساير شرکتها نيز حدود 100 هزار تن ورق توليد مي شود که با اين حساب مجموع توليد ورق ترکيه به 400 هزار تن مي رسد در حالي که توليد ورق ايران تنها حدود 40 هزار تن است. متاسفانه در اين بين برخي شرکتهاي داخلي نيز به هر قيمتي و براي کاهش هزينه هاي خود به جاي شمش از ضايعات در توليد محصولات خود استفاده مي کنند که اين باعث افت کيفيت محصولات توليد داخل مي شود.
پيش بيني شما از آينده فضاي کسب و کار در ايران با توجه به رکود حاکم بر آن چيست؟
من به شخصه اميدوارم که صنعت ايران به زودي از رکود فعلي خارج مي شود. البته براي اين دوره گذار نمي توان تاريخ دقيقي را اعلام کرد. اما مطمئنم در صورت گذر از اين دوران ظرفيتها در صنعت آلومينيوم کشور به شدت افزايش مي يابد و به عنوان مثال در بخش ورق آلومينيومي از 40 به 100 هزار تن خواهد رسيد. متاسفانه يک دهه است که ظرفيتهاي توليد در بخش ورق تغييري نکرده و حتي کاهش هم يافته است و اگر اين دوران رکود تمام شود، بايد کاهش ظرفيت سالهاي اخير نيز جبران شود. اگر فقط صنعت نفت و گاز کشور و پروژه عظيم عسلويه راه بيفتد، کل توليد ورق آلومينيوم کشور صرف همين پروژه خواهد شد.
برنامه هاي آينده شرکت چيست؟ براي توليد محصولات جديد برنامه ريزي کرده ايد؟
براي توليد ورق رنگي و همين طور فويل برنامه هايي داريم. مترصد ايجاد و استقرار سيستمهاي خود هستيم. به محض بهتر شدن بازار محصولات خود را توسعه مي دهيم. به راحتي با يک سرمايه گذاري مي توانيم ظرفيت خود را به 18 هزار تن برسانيم. کل ظرفيت توليد ورق کشور نيز با باز شدن فضا مي تواند به راحتي به 80 هزار تن برسد.
آيا صادرات محصول نيز به بازارهاي منطقه يا ديگر بازارها داريد؟
فعلا اولويت ما تامين نياز بازار داخلي است. به عراق نيز صادرات داشته ايم. متاسفانه به دليل قيمت بالاي شمش در بازار داخلي نسبت به بازار جهاني عملا امکان صادرات محصول براي ما وجود ندارد. قيمت شمش در بازار داخلي بعضا 250 تا 300 دلار گرانتر از قيمت جهاني شمش است. يکي از اقداماتي که دولت مي تواند انجام دهد واقعي کردن قيمت شمش در بازار داخلي است. انتظار ما اين است که دستکم قيمت شمش در بازار داخلي با بازار جهاني تفاوتي نداشته باشد. البته شايد دليل اين گرانفروشي اين باشد که شرکتي مانند ايرالکو هم مي خواهد زيان خود را پوشش بدهد. شرکتهاي مادر و فعال در بخش بالادستي صنعت آلومينيوم سودده نيستند و بايد علت آن را پيدا کرد. متاسفانه صنعت توليد شمش آلومينيوم در کشور عملا رها شده است. اگر ايرالکو خودش به صورت مستقيم محصولاتش را بفروشد، قيمتها واقعي خواهد شد و مي تواند سود بيشتري هم ببرد اما به دليل مشکلات مالي ايرالکو مجبور مي شود محصولات خود را از طريق واسطه ها در بازار بفروشد.
عملکرد بورس کالا در زمينه عرضه شمش آلومينيوم و تامين نياز صنايع پايين دستي آلومينيوم چطور بوده است؟
عرضه شمش در بورس کالا کافي نيست و زماني که به شمش نياز داشته باشيم يا در بورس عرضه نمي شود و يا با قيمت بالا عرضه مي شود. در اين بين اين سوال کليدي به وجود مي آيد که چرا توليدکننده شمش محصول خود را به فرد يا افراد خاص مي فروشد؟ دليلش هم اين است که کارخانه هاي شمش ما مشکل پول برق و کارگر دارند. نبايد يک طرفه به قاضي برويم و ايرالکو را محکوم کنيم و بايد مشکل توليدکنندگان شمش نيز حل شود. صنعت آلومينيوم صنعت کوچکي در ايران است و مي توان به راحتي آن را مديريت و تقويت کرد. کل توليد بالادستي و پايين دستي صنعت آلومينيوم کشور حدود 600 تا 700 هزار تن است. البته نبايد بدون برنامه، سرمايه گذاري سنگيني در اين صنعت انجام دهيم. بهتر است همين صنايع آلومينيوم فعلي را با شکل و شمايل بين المللي رشد دهيم.
نظر شما درباره سومين کنفرانس بين المللي آلومينيوم چيست؟
کنفرانس بين المللي آلومينيوم تنها کنفرانس کشور در حوزه صنعت آلومينيوم محسوب مي شود که توسط مرکز تحقيقات آلومينيوم دانشگاه علم و صنعت اجرا مي شود. متاسفانه صنعت آلومينيوم در ايران بسيار ضعيف واقع شده است. اين صنعت ماشين آلات به روزي ندارد و ما حتي نمي توانيم قوطي نوشابه هم توليد کنيم. دانشگاه و کنفرانس مي توان براي حل اين مشکلات راهکار ارائه دهد. کنفرانس مي تواند ظرفيتهاي کشور را به شرکتهاي خارجي نشان دهد و شرکتهاي خارجي را به صنعت آلومينيوم ايران جذب کند. دولت هم حتما بايد از اين کنفرانس و نمايشگاه جانبي آن حمايت کند.
به نظر شما چه مباحثي بهتر است در کنفرانس آلومينيوم مطرح شود؟
نگراني بزرگ من نيروي کار آينده است. با اين روندي که در صنايع کشور سرمايه گذاري نمي کنيم، 10 سال ديگر نيروي کار متخصص نخواهيم داشت و شايد مجبور به واردات نيرو هم شويم. هم اکنون به سختي مي توانيم کسي را پيدا کنيم که مثلا ماشين نورد را تعمير کند. براي حل بحران کمبود نيروي انساني متخصص بايد از همين الان برنامه ريزي کرد. متاسفانه صنعت آلومينيوم در ايران مظلوم واقع شده است و بسياري فکر مي کنند اين صنعت، صنعت خاصي نبوده و تنها در حد در و پنجره و مواردي از اين دست است اين در حالي است که هم اکنون آلومينيوم در توليد پورشه، فراري و هواپيما کاربرد دارد.
با تمام اين تفاسير شما رسيدن به توليد يک ميليون تن شمش را منطقي مي دانيد.
بايد به توليد يک ميليون تن شمش برسيم که از اين مقدار مي تواند بيش از 500 هزار تن به مصرف داخلي رسيده و 500 هزار تن نيز صادر شود. صنعت وقتي توسعه مي يابد که صادرات داشته باشد. اگرچه داراي مزيت ارزان بودن قيمت انرژي در ايران نسبت به بسياري از کشورهاي ديگر هستيم اما نبايد کورکورانه ظرفيت توليد شمش خود را افزايش دهيم، چون در صورت تلاطم بازار جهاني به شدت ضرر مي کنيم. بايد براي توسعه صنعت آلومينيوم کشور نقشه راه داشته و برنامه ريزي کنيم. من فکر نمي کنم صنعت آلومينيوم ايران استراتژي دقيقي داشته باشد. حتي شايد لازم باشد يک نفر به صورت مستقيم در وزارت صنعت، معدن و تجارت و زير نظر مستقيم وزير روي توسعه صنعت آلومينيوم کار کند. سرمايه گذاري در صنعت آلومينيوم سود خوبي دارد و از آن به عنوان فلز قرن ياد مي شود.