یک عضو هیأت مدیره شرکت سرمایه گذاری تأمین اجتماعی (شستا) با اشاره به اینکه دریافتی اعضای هیأت مدیره شستا کمتر از دیگر شرکتهای سرمایه گذاری است، گفت: «دریافتی مدیرعامل شستا در یک سال 100 میلیون تومان است.» یعنی ماهی حدود 8 میلیون تومان.
سرمایه تأمین اجتماعی از پرداختی های میلیونها کارمند و کارپذیر و کارگر بیمه شده است که در سالهای بعد از شهریور 1320، بنا به ضرورت و مقتضیات دولت باید پذیرفت که کارگر و کارپذیر یک انسان است و نیازهایی دارد و باید سالی حدود 15 روز به مرخصی برود و اگر زن بود و حامله شد و وقت زایمان او فرا رسید، از مرخصی زایمان استفاده کند و باید پزشک و داروخانه و درمانگاه و بیمارستان در خدمت بهداشت و درمان کارگران باشد تا بذر کمونیسم در دل و مغز آنان بارور نشود و حزب توده به بهانه دفاع از حقوق طبقه کارگر، زحمتکشان را به اعتصاب و شورش و انقلاب تشویق و تحریک نکند.
اکنون چندین دهه از آن دوران گذشته و حزب توده و کمونیسم به مقبره تاریخ فرو افکنده شده و چند دختر و پسر جقله جلف معلوم الحال که محض دریافت پول و مواجب از چند سازمان بین المللی آمریکایی و انگلیسی و سوئدی، ماهواره تلویزیونی صدای کمونیست های ایران را در سوئد یا آلمان یا حتی در آمریکا راه انداخته و گاهی وراجی هایی می کنند و می دانند که حنایشان رنگی ندارد و زحمتکشان ایران و حتی جهان برای این پس مانده های عصر مارکس و انگلیس تره خرد نمی کنند و جنایتهای استالین و تجاوزات ارتش سرخ به 10 کشور اروپایی در پایان جنگ دیگر جایی برای دفاع از کمونیسم باقی نگذاشته است.
بنابراین کمونیسم مرده، کمونیستهای جوان و ریش گذاشته سالهای دهه 1350 که آن زمان ناپخته و خام و بی سواد و ابتدایی بودند، اکنون با لباسهای دوخت لندن و نیویورک و پاریس و عینک ریبون و کراواتهای چند رنگ و چهره دو تیغه در تلویزیون آمریکا و انگلیس حاضر می شوند و قربان صدقه آمریکا و جمبول (جان بول مظهر انگلستان) می روند و حرفهای گنده گنده می زنند که با شعارهای آبکی و توخالی دوران سیادتشان فرق دارد.
اما همه اینها، دلیل نمی شود در حالی که کارخانه ها و کارگاه های کشورکه حال و روز خوشی ندارند و حاجی آقاهای بازاری که حالا همه اهل مدرنیته شده اند و سالی چند بار به لندن و پاریس و مسکو و چین و ماچین و کره جنوبی سفر می کنند و بازار کشور را از واردات پر کرده اند، به بهانه تجارت، فاتحه تولید ملی را بخوانند. در کارخانه ها از یک سو بسته شود و از سوی دیگر پنج میلیارد کالای چینی از دوبی یا بنادر ایران وارد شود.
همه اینها باعث نمی شود در حالی که کارگران در روزنامه قدس و پیامکهایی که برای من می فرستند، ناله های دلخراش برآورند که با سیصد چهارصد هزار تومان حقوق ماهیانه قادر به زندگی نیستند، عده ای که نه اختراع و اکتشافی کرده اند، نه خدمت بزرگی به کشور کرده اند، از عایدات ناشی از حق بیمه کارپذیران و کارگران سالیانه صد میلیون تومان حقوق بگیرند! صد میلیون تومان رقم کمی نیست، ماهی هشت میلیون تومان هم حقوق کمی نیست. خدا را خوش می آید صد میلیون تومان در سال به یک کارمند دولت بدهند؟ چگونه بازنشستگان دولت را در حقوق زیر یک میلیون تومانی نگه می دارید و به عزیزان و نورچشمی ها ماهی 8 میلیون حقوق می دهید؟
اگر این ظلم نیست پس معنای ظلم چیست؟
وقتی حقوق مدیرعامل مدیر شرکت تحت فرمان تأمین اجتماعی 8 میلیون تومان باشد، پس حقوق خود مقام ریاست جمهور چه مبلغی خواهد بود؟
آقای احمدی نژاد در سفری که شش هفت سال پیش به مشهد داشت، وقتی شنید استاندار وقت خراسان برای ناهار همراهان ریاست جمهوری، سفارش کباب و جوجه کباب و میوه و سالاد و دوغ داده است، رنجید و عصبانی شد و پرسید چرا از عدس پلوی شام کارکنان استانداری نخوردند؟ بعد دستور داد حساب آن را از حقوق آقای رحیمی معاون ریاست جمهوری که گویا با دادن شیشلیک و جوجه کباب به همراهان موافقت کرده بود، کسر کنند و زیر نامه مربوطه نوشت: «فقط با سه هزار تومان قیمت یک پرس چلوکباب کوبیده موافقت می شود.»
خوب، نه به آن شوری شور و نه به این بی نمکی! حقوق مدیرعامل صد میلیون تومان در سال به اضافه لابد خانه سازمانی و اتومبیل و راننده و پاداش و عیدی آخر سال و مزایای مأموریت؛ حقوق کارمندان دیگر زیر یک میلیون و حداکثر 5/1 میلیون تومان. رسم خیلی بدی که در دوران هویدا متداول شد و اکنون متأسفانه باز هم از آن تبعیت می شود، واگذاری خانه سازمانی در پایتخت به معاونان وزارتخانه ها و سازمانها و شهرداریها و مدیران کل است.
بیهوده نیست که رسم صد میلیون تومان بابت رهن خانه در تهران و اتومبیل با بهای کم در مجلس نیز به صورت سنت درآمده و لابد چون یک بار این کار در دوره قبلی انجام شده، اکنون نیز نمایندگان محترم خود را آماده دریافت صد میلیون تومان یا بیشتر کمک رایگان یا با اقساط ناچیز کرده اند.
مجموع این مسائل به اضافه مطالبی که در دادگاه اختلاس بزرگ مطرح می شود و مردم شرح آن را می شنوند، سبب تشویش افکار عمومی و مهمتر از آن افسردگی و پریشانی و نومیدی آنان می شود و من خود در صدر این پریشان حالان قرار دارم.
در حالی که حقوق صد میلیون تومانی برای جناب مدیرعامل تعیین می شود، خبرگزاری مهر در 22 فروردین 1391 خبر می دهد حق مسکن کارگران از 8 سال پیش تاکنون به مبلغ 10 هزار تومان ثابت مانده است!