به گزارش باشگاه آلومينيوم از خبرگزاري آلومينيوم اينترنشنال تودي- در شانزدهيمن كنفرانس بينالمللي آلومينيوم كه در تاريخ 15-13 ژوئن سال جاري در شهر بارسلونا در اسپانيا برگزار شد، 185 مدير ارشد شركتها و نهادهاي بزرگ حضور داشتند. در اين كنفرانس موضوعات مختلفي مطرح شد كه به بررسي بخش كوتاهي از آن ميپردازيم.
مهمترين موضوع مطرحشده در اين كنفرانس، بحث درمورد اقتصاد چين بود. چين بهعنوان يك ابرقدرت اقتصادي تأثير بهسزايي برروي بازار آلومينيوم ميگذارد. يكي از مهمترين علل اين مسأله، افزايش شهرنشيني در چين است كه تقاضا براي فلزات و از آن جمله آلومينيوم را افزايش داده است. درواقع با افزايش متوسط توليد (خانهسازي، صنعت و غيره)، مصرف سرانة آلومينيوم نيز افزايش مييابد. يكي از مزاياي آلومينيوم، تنوع كاربرد اين فلز در صنايع مختلف است. براي مثال ميتوان به صنعت بستهبندي، خودروسازي و ساختمان اشاره نمود درحاليكه فلزاتي نظير فولاد و مس تنها به صنعت ساختمان وابستهاند. تمامي موارد فوق جامعة بشري را به سمت مصرف بيشتر آلومينيوم سوق ميدهند. لكن مشكلي كه وجود دارد، انرژي موردنياز جهت توليد اين فلز است. با توجه به آنكه افزايش بيش از دو برابري تقاضا براي فلز آلومينيوم پيشبيني ميشود، اين سؤال باقي است كه آيا واحدهاي ذوب قادرند انرژي با قيمت مناسب (جهت ذوب) پيدا كنند يا خير؟ از سوي ديگر نميتوان پتانسيل رشد ويژهاي را براي برخي از بازارها درنظر گرفت. براي مثال بازار خودرو، بازاري است كه ساير فلزات نيز به آن چشم دوختهاند و لذا نميتوان رشد چشمگيري براي مصرف آلومينيوم در اين بازار درنظر گرفت و به عملكرد آيندة اين فلز باز ميگردد.
يكي از سخنرانان كليدي CRU از شركت نروژي نورسكهيدرو، موضوع كاهش قيمت آلومينيوم و "فقر" قيمت اين فلز نسبت به ساير فلزات را مطرح نمود. فلزات مس، روي، سرب، طلا و اورانيوم در بازة زماني 1990 تا 2005 درصد پرميوم بالاتري نسبت به آلومينيوم داشتهاند. پيشبيني ميشود كه رشد در آمريكاي لاتين و آسيا، تقاضاي آلومينيوم را از 40 ميليون تن در سال 2010 به 80 ميليون تن در سال 2020 افزايش دهد. رشد قشر متوسط جامعة آسيايي و آمريكاي لاتين تأثير چشمگيري برروي مصرف آلومينيوم خواهد گذاشت. پيشبيني ميشود كه تا سال 2030، 7/2 ميليارد نفر در آسيا بهعنوان قشر متوسط شناخته شوند. افزايش مصرف در حملونقل، خانه، اشياء و موارد روزمره توسط اين قشر، تقاضا براي فلز آلومينيوم را افزايش خواهد داد و پيشبيني ميشود كه در سال جاري ميزان تقاضا 12 درصد رشد سالانه داشته باشد. با توجه به محصولات كيفيت بالا در اروپا، ميزان تقاضا نيز رشد خواهد كرد. هزينههاي يك واحد ذوب (نگهداري و ذوب) طي سالهاي 2005 تا 2010 از 1488 دلار (بهازاي هر تن) به 1878 دلار افزايش يافت. افزايش 400 دلاري در اين هزينهها، نشاندهندة افزايش بيروية قيمت انرژي است. درحالحاضر چين داراي مقام نخست در بالابودن قيمت انرژي بوده و پس از آن اروپا مقام دوم را به خود اختصاص ميدهد.
نمايندة شركت روسي روسال، در اين مورد اظهار داشته كه تعادل جهاني آلومينيوم بهسمت كشورهاي BRIC (برزيل، روسيه، هند و چين) رو به حركت است.
چشمانداز كوتاهمدت بازار آلومينيوم، چين را بهعنوان بزرگترين مصرفكننده و توليدكنندة آلومينيوم و محرك كليدي مصرف، معرفي ميكند. پيشبيني ميشود توليد داخلي چين بهسمت غرب چين رود چراكه هزينة الكتريسيته در آنجا پايينتر است. طي پنج سال آينده، 55 درصد از جمعيت چين شهرنشين خواهند شد. در بلندمدت هند بزرگترين توليدكنندة فلز آلومينيوم پس از چين خواهد بود. اين كشور داراي بوكسيت با كيفيت بالا و منابع زغالي خوبي بوده لكن كنسانتره معدني در برخي از بخشهاي هند، اين صنعت را اندكي فلج كرده است. شهرنشيني در هند رو به افزايش است كه خود تأثير بهسزايي برروي مصرف آلومينيوم اين كشور ميگذارد. درحالحاضر چندين پروژة افزايش ظرفيت درحال انجام است كه از آن جمله ميتوان به پروژة افزايش ظرفيت 360 كيلوتني در گروه آديتيا، پروژة افزايش ظرفيت 25/1 ميليون تني در ژارسوگودا، پروژة 360 هزار تني در ژارخاند و پروژة 320 هزار تني در كورباي 2 و 3 اشاره نمود. لكن با توجه به رشد بالاي جمعيت در اين كشور، هنوز مصرف سرانة آلومينيوم در اين كشور 3-2 كيلوگرم در سال است.
برزيل نيز داراي زمينة رشد خوبي است. تقاضاي بالايي از جانب بخشهاي ساختمان، خودروسازي، هوا-فضا و صنايع دفاع وجود دارد. لكن قيمت انرژي ممانعت بزرگي بر سر راه توليد خواهد بود و طي پنج سال آينده هيچ برنامة افزايش ظرفيتي در اين كشور وجود ندارد، لكن پيشبيني ميشود كه تقاضاي مصرفكنندگان فلز آلومينيوم رو به افزايش باشد.
روسيه يكي از بزرگترين صادركنندگان فلز آلومينيوم محسوب ميگردد كه به انرژي ارزانقيمت دسترسي دارد، لكن مصرف داخلي اين فلز هنوز كمتر از ميزن مصرف در زمان اتحادية جماهير شوروي است. در اواخر دهة هشتاد، مصرف فلز آلومينيوم در شوروي 5/3 ميليون تن بوده است و امروزه نيز هنوز اين رقم كمتر از نصف 5/3 ميليون تن است. فروش محصولات اولية شركت روسال به بازارهاي روسيه در سال 2010 با 57 درصد افزايش به 760 هزار تن رسيد درحاليكه پيشبيني ميشود در سال جاري (2011)، با 22 درصد افزايش ديگر به 928 هزار تن برسد. مهمترين مصرفكنندگان اين محصولات از صنايع نورد، اكستروژن، كابل و بخش خودروسازي خواهند بود. انتظار ميرود كه فروش شركت روسال در سال 2012، 15 درصد افزايش يابد. روسال بهدنبال افزايش ظرفيت جهت برآورد تقاضاست و در همين راستا بازسازي واحد تايشت اين شركت در نيمة دوم سال جاري آغاز گرديد و نخستين فلز واحد بمو (Bemo) نيز در ماه مارس 2013 به بازار عرضه خواهد شد.
بهگفتة يكي از نمايندگان CRU، بخش شمالي و غربي چين طي سالهاي 2010 تا 2015 شاهد 7/6 ميليون تن توليد آلومينيوم خواهند بود كه عمدتاً به هزينههاي پايين انرژي باز ميگردد. اين افزايش ظرفيت بهدليل افزايش 70 درصدي ظرفيتهاي گرينفيلد در محدودة زماني 2010 تا 2015 ميباشد. واحدهاي ذوب چيني راندمان مصرف انرژي در بخش آلومينيومسازي خود را طي ده سال گذشته، 9 درصد بهبود بخشيدهاند. يكي از روشهاي مورد استفاده، توسعة كاربرد كاتدهاي شكل داده شده است كه مصرف انرژي را 1200-800 كيلووات ساعت بهازاي هر تن توليد كاهش ميدهد. روشهاي ديگر شامل افزايش حجم فلز مايع و تشويق به افزايش بازيافت ضايعات فلزي است.
مبحث ديگر مطروح شده در كنفرانس CRU، بحث انرژي در صنعت آلومينيوم بود. مارك كرافت، مشاور گلوبال انرژي سرويس (Global Energy Service)، با طرح مبحث انرژي اظهار داشت كه ذوب فلز آلومينيوم 3 درصد از كل انرژي توليدشده در جهان را به خود اختصاص ميدهد و مسلّم است كه اگر اين صنعت بزرگتر شود، مصرف انرژي آن بالاتر رفته و لذا سهم بيشتري از توليد انرژي جهان را به خود اختصاص خواهد داد. اما اين سئوال مطرح است كه چه ميزان انرژي براي رشد صنعت ذوب اوليه موردنياز است؟
براي توليد 60-40 ميليون تن آلومينيوم اوليه در سال، به 35000 مگاوات انرژي نياز است. آنچه مسلم است آنست كه فرآيند ذوب آلومينيوم بيش از هميشه به انرژي جهان وابسته است. قيمت انرژي در بازارهاي جهاني در برخي از بخشها بالاخص اروپا، بسيار بالاست و بهنظر ميرسد كه با عقبنشيني آلمان از صنايع انرژيزا، قيمت انرژي بيش از پيش افزايش يابد. از ديگر منابع انرژي ميتوان به گازهاي مختلف مثل متان، گاز شيل (Shale) و زغال اشاره نمود كه بهرهبرداري از منابع برخي از اين گازها بسيار گران است.
صنعت خودروسازي يكي از مهمترين صنايع مصرفكنندة فلز آلومينيوم محسوب ميگردد. 88 درصد از آلومينيوم مصرفشده در خودروها، در چهار بخش اصلي: موتور، چرخ، سيستم انتقال و مبدل حرارتي (رادياتورها) مصرف ميشوند. اگر در يك اتومبيل از آلومينيوم استفاده نشود، 90 درصد بيشتر خواهد بود. ساير بخشهاي خودرو كه در آنها از آلومينيوم استفاده ميشود شامل بدنه، ساختار در و ... ميباشند. شايان ذكر است كه ساير فلزات همپاية آلومينيوم نظير منيزيم و فولاد نيز به بازار اتومبيل چشم دوختهاند و بهدنبال سهم خود از اين بازارند و لذا جايگاه وسيعي براي مانور اين فلز وجود ندارد. صنايع فولادي سعي دارند از آلياژهاي سبكوزن استفاده كنند لذا برنامة خودرو فولادي آينده طرحي را عرضه ميكند كه وزن آن 35 درصد كمتر از خودرو سال 1995 بوده و آلودگي آن ازنظر نشر آلايندههاي زيستمحيطي و طول عمر مفيدش 70 درصد كمتر است.
بخش ديگر اين كنفرانس به بررسي بازار آلومينيوم ايالاتمتحده اختصاص يافت. از ميان 34 واحد ذوب موجود در آمريكاي شمالي تنها 14 واحد با ظرفيت كامل خود توليد ميكنند و 5 واحد نيز با بخشي از ظرفيت خود به توليد پرداختهاند كه قرار است طي سالهاي 12-2011 به ظرفيت كامل برسند. انتظار ميرود كه تقاضا در اين منطقه در سال جاري با 9 درصد افزايش، به 5 ميليون تن رسد همچنين براي سال آينده 7 درصد افزايش تقاضا پيشبيني ميشود كه با اين حساب تقاضا به 3/5 ميليون تن خواهد رسيد.
آخرين روز كنفرانس CRU با سخنراني ماركو جورجيو، رئيس بخش آلومينيوم CRU، آغاز شد. جورجيو چشمانداز بلندمدت بازار آلومينيوم را مطرح كرد و اظهار داشت كه رشد صنعت آلومينيوم طي دهة اخير بالا بوده و تنها رقيب آن فولاد محسوب ميگردد. عملكرد اين فلز بهتر از مس، نيكل و روي بوده لكن در زمينة چندان مناسب نبوده است. مهمترين سؤالهاي مطرحشده عبارتند از: آيا چين در زمينة تأمين آلومينيوم اوليه خود، خودكفا خواهد بود؟ و آيا هند به يك توليدكنندة صرف تبديل خواهد شد و يا وارد ميكند؟
تا سال 2020 چين و هند بهترتيب 50 درصد (37 ميليون تن) و 5 درصد (4 ميليون) از تقاضاي آلومينيوم جهان را به خود اختصاص خواهند داد. چين همواره توسط رشد سريع خود شناخته خواهد شد بهطوريكه مصرف سرانة آن همانند كشورهاي پيشرفته از 3-2 كيلوگرم كنوني به 25 كيلوگرم در سال 2020 افزايش خواهد يافت.
تا سال 2020، هند به مصرف سرانة 3 كيلوگرم در سال دست خواهد يافت كه مشابه مصرف سرانة چين در سال 2000 است. ميزان رشد در هند دو رقمي پيشبيني ميشود و لكن شدت رشد مانند چين نخواهد بود. شايان ذكر است ميزان رشد در چين بالاخص در بخش انرژي، ساختمان و حملونقل بالا خواهد بود.
به پيشبيني جورجيو، تا سال 2020 با كمبود 13 ميليون تن ظرفيت جديد در جهان روبهرو خواهيم بود. ممكن است بهنظر رسد كه اين ظرفيت به ميزان توليد در چين و هند اضافه ميگردد لكن رشد توليد در اين مناطق نيز پيش از سال 2015 كاهش خواهد يافت. در خارج از چين، پروژههاي مختلف ميتوانند تا سال 2015 به ظرفيت كنوني توليد، 8 ميليون تن در سال بيفزايند لكن يافتن مكاني مناسب با توجه به محدوديتهاي انرژي جهت افزايش توليد، دشوار است. نقاط مناسب ميتوانند كانادا، سيبري، خاورميانه، مالزي، ايسلند، پاراگوئه و گرينلند باشند. با توجه به منابع گازي، آفريقا منبع انرژي بلندمدت محسوب شده درحاليكه آفريقاي مركزي هيدرو انرژي دارد.
انرژي كليد اصلي چشمانداز توليد در چين و هند محسوب ميگردد. هزينههاي مختلف در چين موجودي آلومينيوم اوليه را كاهش و محدود خواهند ساخت درحاليكه در هند هزينههاي عمدتاً ميان آلومينا و انرژي تقسيم ميشوند.
آيا موجودي و توليد آلومينيوم چين با تقاضا همگام خواهد شد؟ اين كشور داراي حمايت دولت، تكنولوژي ذوب و موجودي زغال و انرژي در شمال و غرب است. لكن هزينة انرژي در اين مناطق بالاست. همچنين ترديدهايي در رابطه با موجودي بوكسيت و كنترل زيستمحيطي وجود دارد. در رابطه با هند نيز موارد مختلفي مطرح است. هند داراي پيشبيني تقاضاي بالايي است كه توسط بخش انرژي حمايت خواهد شد. همچنين اين كشور داراي منابع بوكسيتي زيادي ميباشد. لكن دسترسي به حق بهرهبرداري از اين منابع بسيار دشوار است. صنعت آلومينيوم اين كشور داراي برنامههاي افزايش ظرفيت بوده لكن اين برنامهها بهعلت تعويق در دسترسي به بوكسيت و مواد اوليه با تأخير و موجب توقف در هرگونه افزايش ظرفيت شدهاند لذا افزايش موجودي آلومينيوم اوليه در هند بسيار دشوار است.