قسمت دوم
>
![]()
قسمت دوم
>
گزارش راديويي در برنامة اقتصاد و توليد ملي در خصوص صنعت آلومينيوم بالا دستي و پايين دستي و مشكلات و راهكارها آن با حضور اعضاي هيات مديره سنديكاي صنايع آلومينيوم ايران
قسمت دوم
ادامة صحبت با مهندس هوشنگ گودرزي:
آيا نکتهاي به فرمايشات آقاي حشمتي اضافه ميکنيد يا مستقيماً به بحث توليد ميپردازيد؟
توجه به صنعت، امروز در مملكت ما از اهميت خاص برخوردار است و به همين خاطر مقام معظم رهبري امسال را سال حمايت از صنعت و توليد داخلي نامگذاري کردهاند. علت آن اينست که صنايع داخلي به ما استقلال صنعتي ميدهند و نبايد بگذاريم استقلال صنعتي خدشهدار شود به همين خاطر، دولت بايد از اين صنايع بهسرعت و با قدرت حمايت کند.
مسأله دوم اينکه صنايع براي ما ايجاد اشتغال ميکنند و اشتغال يکي از معضلات بزرگ دنيا است نه فقط مملكت ما. امروز هرجاي دنيا را که توجه کنيم وقتي ميخواهند معيارهاي اجتماعي و اقتصادي را بررسي کنند، اول ميگويند درصد بيکاري چقدر است؟ بنابراين صنايع از نقاط بسيار بسيار با اهميت مملکت هستند و بهخصوص در سال جاري که به نام حمايت از صنعت و حمايت از صنايع داخلي نامگذاري شده است بايد مرور کنيم كه در پنج ماهة گذشتة سال چه شده و چه کرديم و چه بايد بکنيم و چه برنامهاي داريم چون از اين کارهايي که بايد انجام ميداديم قبلاً هم انجام شده است.
مثلاً سه سال پيش، 10 ميليارد دلار را براي حمايت از صنايع مشکلدار تخصيص دادند و همزمان با آن در دستورالعمل اجرايي گفتند هر مشتري که بدهي معوق يا چک برگشتي دارد از اين تسهيلات نميتواند استفاده کند!! بنابراين حمايت از صنايع مشکلدار به چه صورت است؟
مسائل خاصي در مملکت وجود دارد ازجمله در صنعت آلومينيوم. مثلاً در صنعت آلومينيوم ظرفيت توليد طراحيشده در همة صنايع و بهخصوص صنايع پاييندستي مثل پروفيل، ورق، قطعه، کابل پايين است، بنابراين قيمت تمامشدة آنها بالا ميرود.
درحقيقت نيامدهايم يک مجموعة بزرگ ايجاد کنيم. مثلاً در صنعت ورق، سه چهار شرکت نسبتاً بزرگ، 7 الي 8 واحد کوچك و تعداد زيادي واحد زيرپلهاي ميبينيم.
در سال 75-1371، ايران کويل آلومينيومي به ترکيه صادر ميکرد. آن شرکتهايي که در ترکيه ورق آلومينيومي از کويلهاي آلومينيومي صادراتي ما توليد ميکردند و حدود 10 هزار تن ظرفيت توليد داشتند، امروز دارند با ظرفيت بالاتر از 140 هزار تن توليد ميکنند و آن شرکتهايي که در ايران کويل آلومينيومي توليد ميکردند و صادر ميکردند، در همان ظرفيت 15-10 هزار تن باقي ماندهاند و حتي هم اكنون دارند با 30 درصد ظرفيت کار ميکنند.
خلاصه ميکنم چه انتظاراتي اين صنعت و دستاندرکاران اين صنعت از مقامات اجرايي مملکت دارند. بهدليل کوچکبودن ظرفيت طراحيشدة صنايع داخلي درمقايسه با آنچه امروز در دنيا وجود دارد و با توجه به اينکه بهخصوص در صنايع مادر، ما جزء کشورهاي توليدکنندة انرژي و صادرکنندة نفت هستيم و انتظار داريم نفت ما به يک ارزشافزوده براي صادرات تبديل شود و با توجه به اينکه آلومينيوم درحالحاضر يکي از پرفروشترين فلزات در دنيا است و با توجه به اينکه اين فلز از فلزات استراتژيک در دنيا به حساب ميآيد و صنايع هوايي، نظامي، نيروگاهي، صنايع الکترونيکي، خودروسازي و ... همه به صنعت آلومينيوم وابسته هستند، انتظار داريم، حمايت مالي دولت بهنحوي باشد که صنايع مادر بتوانند مواد اوليه صنايع پاييندستي (شمش و بيلت) را با قيمت بينالمللي در داخل ارائه کنند و دليل اصلي آن هم فقط با يک راه وجود دارد و آن کاهش بسيار زياد در قيمت انرژي مصرفي در صنايع مادر است.
الان وضعيت قيمت به چه صورتي است؟
شايد بتوانيم بگوييم درمقايسه با قيمتهاي بينالمللي قابل مقايسه هستيم اما قطعاً در يک صنعتي که مشكلات خاص خود را دارد که با معضلات دنيا تفاوت دارد مثل معضل تحريم، تحريم براي خريد مواد اوليه، معدن و مشکل انتقال پول يکي از مشکلات اصلي است، اينها بايد مقداري از توليد خود را براي تأمين مواد اوليه صادر کنند (سوآپ) و به همان اندازه بايد براي تأمين نياز داخل وارد شود. وقتي به اين پرميومي که آنها براي واردات شارژ ميکنند نگاه ميکنيم ميبينيم كه وقتي به دنيا ميفروشند پرميوم آن 80-70 دلار ميشود در حالي كه پرميوم داخل کشور مابين 250-230 دلار است. پس ما در مواد اوليه 4-3 برابر بيشتر براي تحريمي که به ما اعمال شده ميپردازيم. پس اگر دولت بيايد حداقل قيمت انرژي را براي صنايع مادر کاهش دهد، صنايع پاييندستي ميتوانند روي پاي خود بايستند و با واردات قابلرقابت باشند.
وضعيت اشتغال در اين صنعت به چه صورت است، آمار و ارقام چقدر است؟
اگر بخواهيم صحبت کنيم آماري مشکل است اما بهطور تخميني درحدود 50 هزار نفر در اين صنعت بهطور مستقيم مشغول بهکار هستند.
در بحث انرژي آيا ميخواهيد نکتهاي اضافه کنيد؟
تمام بحث صنعت آلومينيوم روي بحث انرژي دور ميزند. چالش اينجاست که ما بهعنوان يک کشور توليدکنندة انرژي يا دارندة صنايع انرژي، حداقل بايد بتوانيم انرژي قابلرقابتي را براي صنايع اين کشور عرضه کنيم. اما چيزي که اطلاعات ما نشان ميدهد در همين حال حاضر با احتساب حتي نرخ ارز آزاد در کشور دوبي، کمپاني دوبال، برق را هر کيلووات 1000 تومان ارزانتر نسبت به صنايع آلومينيوم ما دريافت ميکند.
دوبال يکي از بزرگترين توليدکنندگان صنعت آلومينيوم در حوزة خليجفارس است. توليدکنندگان ما به نرخ تعرفههاي دولتي برق دريافت ميکنند يعني همان نرخي که دولت براي صنايع تعريف کرده است.
گفتوگو با سيدعلياکبر حسيني، عضو هيأتمديرة اتحاديه صنايع آلومينيوم ايران
درخصوص صنعت آلومينيوم از شما بشنويم.
البته من در حضور اساتيد گرامي، مهندس گودرزي و مهندس حشمتي خيلي نميتوانم عرضاندام کنم. مطالب و کليات را دوستان و همکاران فرمودند، من فقط مقدمتاً عرض کنم، فلز آلومينيوم همانطور که مطرح شد يکي از پرمصرفترين فلزات دنياست و علت آن اينست که هر سال که آمارها را ملاحظه کنيم بهطور ميانگين هم افزايش توليد داريم و هم افزايش قيمت و علت آن افزايش تقاضاست و هر سال چون افزايش قيمت وجود دارد، توليد هم افزايش مييابد و بهعنوان يک فلز استراتژيک در دنيا مطرح ميشود. درواقع به نوعي در کشورها بهعنوان سرماية ملي است، در کشور خودمان هم آلومينيوم و صنعت آن بهعنوان يک توليد ملي و صنعت ملي ميتواند تلقي شود.
چون من بهعنوان متولي يک واحد توليدي در کشور هستم که يک واحد توليدي قابلتوجه تحت پوشش اتحادية سراسري صنايع آلومينيوم است، درمورد مشکلاتي که در اين زمينه داريم بحث ميکنم.
مشکل اصلي ما تأمين مواد اوليه هم به لحاظ کيفي و هم به لحاظ کمي است. تغييراتي در قيمت مواد اوليه بهوجود ميآيد که افزايش آن با توجه به افزايش قيمت مسكن غيرقابل اجتناب است، بر هر جهت اثرات منفي خود را در ميزان توليد، کيفيت به لحاظ نياز به حجم نقدينگي بالا گذاشته بهطوريکه واحدهاي همکار ما در توليد پروفيل آلومينيوم با اين معضل بزرگ مواجهند.
طبيعتاً اين افزايش قيمت کاهش تقاضا را دربر داشته است درحاليکه کشور ما از باب توليد پروفيل آلومينيوم بهخصوص در بخش ساختمان (40-35 درصد مصرف آلومينيوم در دنيا و در ايران مربوط به ساختمان است) با مشکلات خاصي مواجه شده، طي چند سال گذشته مجوز واردات بر اين بخش و به بخش پروفيل دادند و حتي کالاهاي مشابهي جايگزين کردهاند که بهنظر ميآيد چندان براي مملکت ما مقرونبهصرفه براي مصرف در ساختمان نباشد.
پيشنهاد و راهکار شما براي حل اين مشکل چيست؟
بهنظرم بايد آماري برخورد کرد و با همين واحدهاي توليدکننده و با اسملترهايي که در کشور هست مثل صنايع آلومينيوم ايرالکو، المهدي و هرمزآل که صنايع مادر هستند، بخش عمدة مواد اولية شرکتها را تأمين کنند بهخصوص شرکتهايي که با کيفيت بالا و با رعايت موازين ايزو و استاندارد توليد ميکنند. اما متأسفانه شرايط طوري است که هم به لحاظ کيفي و هم کمي با کمبود مواجهيم.
مثالي را بگويم: وقتي مواد اوليه در بورس بهدست توليدکنندهاي مثل ما ميرسد، اگر مقايسة قيمتي كنيم، در بخش واردات با رقم پايينتر قابلتوجه ميتوانيم وارد کنيم البته اگر واردات مقدور باشد. اگر بورس از LME (بورسفلزاتلندن) تبعيت کند و اگر با قيمت کمتر آنرا بدست مصرفکننده برساند، حداقل اين برابري را براي مواد اوليه قائل است. با توج به قيمت مواد اوليه در داخل توليدكننده در بخش واردات مواد اوليه بيشتر تلاش ميکند به سمت واردات از کشورهاي امارات و اخيراً با توجه به تحريمهايي که مطرح است، از چند شرکت تركيهاي و يا جاهايي که مقدور باشد برود تا مواد اوليه تأمين کند. نرخ نقدينگي بالايي که براي اين قضيه متأثر هست باز ازجمله مواردي است که مشکلاتي را براي توليدکنندة ما فراهم ميکند.
ادامة صحبت با آقاي حشمتي دبير سنديکاي صنايع آلومينيوم ايران
صنعت و توليد ما را با کشورهايي که صاحب صنعت هستند مقايسهاي كنيد، در زمينة آلومينيوم درحالحاضر ما به چه صورت هستيم ؟
متأسفانه بايد عرض كنم بسيار ضعيف. خيلي لازم نيست راه دور برويم در اين مورد. همين کشورهاي حاشية خليجفارس که نگاه کنيم، اينها الان مبناي توليدشان بهطور ميانگين روي يک ميليون تن در سال دور ميزند درحاليکه ما بعد از گذشت بيش از 40 سال توانستيم به رقمي درحدود 400 هزار تن برسيم.
زمانيکه ما صنعت آلومينيوم را در ايران طراحي کرديم، کشورهاي منطقه هيچکدام در اين صنعت دست نداشتند، درست است؟
بههيچوجه. ايران اولين کشوري بود که صنعت آلومينيوم در آن پايهگذاري شده که برميگردد به سالهاي 47 و 48 و نهايتاً اگر نگاه کنيم، دوبي از سال 56 و 57 شرکت دوبال را پايهگذاري کرد و اين نشاندهندة آنست که آنها بهسرعت در اين زمينه سرمايهگذاري ميکنند و بهسرعت توان توليدشان را بالا ميبرند و درحاليکه ما نتوانستيم در اين زمينه کارمان را توسعه دهيم بهنظر من عامل اصلي و رشد اين مسأله انرژي است همانطورکه در صحبتهايم عرض کردم بهنظر من اگر اين مسأله بهطور ريشهاي يکبار براي هميشه حل نشود، ما کلاً نميتوانيم انتظاري براي توسعة صنايع آلومينيوم در داخل کشور داشته باشيم و صنايع فعلي ما اين سه کارخانة بزرگ مشکلات بسيار بسيار عظيمي دارند که به حد بحراني رسيده است. من در تمام جلساتي که در خدمت مسئولين بودهام عرض کردم که بايد بهطور ريشهاي مشکلات اين سه کارخانه حل شود وگرنه بدون اغراق اينها شايد به ورشکستگي برسند و نتوانند نجات يابند.
اگر راهکار مشخصي داريد، ارائه کنيد.
راهکارها به مراجع قانونگذاري برميگردد اگر يک نگاه استراتژيک ملي به اين قضيه داشته باشند قضيه بسيار آسان است: بهجاي اينکه برق صادر کنيم اگر برق را فشرده کنيم بهصورت آلومينيوم ارائه کنيم، مسلماً يک ارزشافزودة بسياربسيار بالاتري دارد. خيلي پيچيده نيست پس مشكل اصلي ما اينست که در قانونگذاريها دچار اشکال هستيم. مراجع قانوني بايد خيلي شديد و دقيق به اين قضيه بپردازند و اين مسأله بهطور ريشهاي در سطح بالا حل کنند.
ادامة صحبت با آقاي گودرزي
در تکميل فرمايشات آقاي حشمتي اضافه ميکنم، انتظارات را به دو بخش تقسيم ميکنم: 1- انتظارات بخش صنعت مادر و 2- بخش زيرمجموعه.
در بخش صنعت مادر بهطور کلي دولت بايد مستقيماً حمايت کند. نميتوان بخشي از صنايع را که خصوصيسازي شده و قبلاً توسط دولت حمايت ميشده، حمايت را از رويش برداشت. درحقيقت نبايد اين کار را کرد چون ديگر اين صنعت جواب نميدهد. بهخاطر ظرفيت پايين و تکنولوژي بهروز نشده، جواب نميدهد. قبلاً به انواع مختلف تحت حمايت مستقيم دولت قرار ميگرفتند و الان نبايد رها شوند. بخش خصوصي فقط ميتواند مديريت منسجمتري را داشته باشد چه مديريت صنعتي و چه مديريت مالي و نميتوان صنعتي را که معضلات خاص خود را دارد، صرفاً با واگذاري به بخش خصوصي، از زياندهي بالفعل تبديل شود به سوددهي. پيشنهاد ما اينست كه در بخش صنايع مادر، انرژي با نرخ مناسب به اين صنايع مادر فروخته شود. الان صنايع مادر خوشبختانه قسمت عمدهاش دولتي است. ما ميگوييم از خود صنايع دولتي حمايت کنيد نه صنايع مادر خصوصي. بنابراين انتظار داشته باشيم صنايع مادر هم به قيمت روز دنيا، زيرمجموعة داخلي را تأمين کنند درنتيجه زيرمجموعه هم ميتواند محصولات واردات به قيمت مناسب رقابت بكند. اين چيزي هست که انتظار ميرود. در سالهاي گذشته هم اين گله را از دولت داريم. امسال همانطوركه بهطور قاطع گفته شد بايد از صنايع داخلي حمايت شود. براي حمايت از صنايع داخلي حداقل تعرفههاي محصولاتي را که در داخل کشور توليد ميشوند را بالا ببرند. در سالهاي گذشته درست برعکس عمل شده است. تعرفة فويل از 30 درصد به 10 درصد رسيده است. تمام فويلي كه در چين توليد ميشود با ظرفيت بالاي 180 هزار تن و با قيمت پايين تمام بازار داخلي را ميگيرد تا کارخانة توليد فويل ما ورشكسته شود و اين بهدليل واردات است و بهدليل اينکه تعرفه را پايين کشيدهاند. در سه سال گذشته اين خواستهاي است که صنعتگران ما دارند، توليداتي که در داخل مملكت انجام ميشود، نميگوييم از وارداتشان جلوگيري شود چون در آن صورت ممکن است روي کيفيت داخلي اثر منفي داشته باشد، ولي حداقل تعرفههاي مناسبي بگذارند، تعرفهاي که وزارت صنعت و معدن پيشنهاد ميکند.
البته تعرفههايي را كه وزارت صنعت، معدن و تجارت پيشنهاد ميکند مورد قبول و اجرا قرار نميگيرد.